نظر علامه طباطبایی در معرفة عین الشاهد قبل عینه
نظر علامه طباطبایی در معرفة عین الشاهد قبل عینه
سلسله مباحث اعتقادی در گفت و گوی استاد حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکویی با آیت الله سید جعفر سیدان
جلسه بیست و یکم – نظر علامه طباطبایی در معرفة عین الشاهد قبل عینه
تقطیع نامناسب دست آویزی برای توهم باطل
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین و العن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یک بیانی در مورد این تعبیر من دیدم که می گوید «إِنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ» به این معناست که ما ممکن است یک شیء خودش را ببینیم اما صفاتش را نشناسیم، خودش را دارم می بینم اما صفات او را در همان حالی که مشاهد من است نمی فهمم، لذا این روایت با آن بیانی که می خواهم عرض کنم یک کسی می خواهد بگوید که این دارد به اینجا اشاره می کند که من شخصی را در حضور او هستم می بینم ولی صفاتش را فعلا نمی شناسم، و صفات بعد از شناخت خود او برای من تحقق پیدا می کند، برعکس غایب که اول صفات او را می شناسم بعد خود او را
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله در مرحله ای که این عبارات به آن توجه می دهد بحث قبل و بعد زمانی نیست، منظور این نیست که به خودش توجه پیدا می کنم زمانی می گذرد بعد به صفاتش توجه پیدا می کنم، قبل و بعد زمانی در آن قسمت نیست، بلکه وقتی خودش را می شناسد همان وقت که خودش را می شناسد صفاتش را هم می شناسد، اینگونه نیست که یعنی فاصله ای بشود بخواهد با آن فاصله زمانی چنین شناختی تحقق پیدا کند بلکه با شناخت خود او همان وقت شناخت صفاتش هم هست، و اوصافش را هم می شناسد اما به عکس اگر اوصاف را توجه کرد ممکن است نسبت به خودش توجهی نداشته باشد اما آن شناخت خودش همراه هست با شناخت صفاتش.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: این را که عرض کردم بخاطر یک بیانی که مرحوم علامه طباطبائی در توضیح همین جمله دارد، ایشان یک مثالی می زند و می گوید که مثلا من زید را در روبروی خودم می بینم فعلا آنی که می بینم یک شخصی است که مشاهد من هم هست و در اینجا حضور دارد نزد من، ولی ویژگی هایی برای او وجود دارد که من الان او را نمی شناسم، به تدریج می توانم به صضفات و ویژگی های او معرفت پیدا کنم، بیان شما فرق کرد با این، شما می خواهید بگوئید که خیر اگر من واقعا این شخص حاضر را می خواهم بشناسم باید با تمام ویژگی های این شخص حاضر شناخت برای من حاصل شود تا بگویم این شخص را شناختم، اینگونه می فرمایید دیگر؟
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله می خواهم عرض کنم که اگر چناچه آن شناخت پیدا شود در همان حال شناخت همه آن خصوصیات و ویژگی ها مطرح است.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: همین تعبیری که من یادم می آید که مرحوم آقا میرزا جواد آقای تهرانی در معرفت فطری نسبت به خدا بیان داشتند، ایشان اینگونه بیان می کنند که معرفتی که به تعریف خدا به انسان ارائه شده و داده شده معرفت خدای عالم قادر حی خالق و تمام این ویژگی هایی که هست در آن صورت می گیرد، (استاد سیدان: بله همین طور است) یعنی آنجا دیگر لازم نیست تأملی صورت بگیرد (استاد سیدان: خیر همراه است) خوب این روایت در ادامه اش همین جهات را که شما فرمودید دارد یک اشاره ای می کند، یعنی آن ویژگی هایی که خدا نسبت به بندگانش دارد و آن رابطه خدا و خلق در این روایت در ادامه بیان شده و آن این است که وقتی خدای شاهد حاضر را به همان تعبیری که شما فرمودید شناخت حاصل می شود آن موقع من خودم را در این حال معرفت خدا را دارم و خودم را دارم به خودم که می بینم، می بینم که چیست؟ «وَ تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِهِ وَ لَا تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِه»
این تعبیر اگر دقت کنیم تازه می خواهد بگوید که من وقتی خدا را به تعریف خود خدا در همان حالی که عبادت می کنم می یابم، خودم را خدا نمی یابم، بلکه تازه خودم را به چی می یابم؟ خودم را به او می یابم که تقوم به او دارم …
حضرت آیت الله استاد سیدان: عاجز هستم نیازمندم محتاجم بله
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: ولی اگر آن بحث عرفانی صورت بگیرد دیگر اینجا خودی در کار نیست دیگر کسی که میخواهد بگوید وحدت وجود یا معرفت …
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله اگر با آن مبانی که باشد این حرف ها دیگر مطرح نیست، این تعابیر معنا ندارد
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: این «تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ» می گوید «لَا تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ»
حضرت آیت الله استاد سیدان: یعنی استقلالی در این شناخت نداریم، به او می شناسیم
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یعنی حتی بگوید که من خودم را می شناسم اما او را نمی شناسم دیگر اینجا معنی نمی دهد
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله به او می شناسیم
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: می شود من خودم را بشناسم اما در این حال که دارم او را هم با خودم می یابم او را دیگر بدون ارتباط با خودم باشد
حضرت آیت الله استاد سیدان: غفلت داشته باشم بله عبارت حدیث اینگونه است
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: «وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِه»
حضرت آیت الله استاد سیدان: و بعد نسبت به صفات او آنچه را که می فهمم صفات او به اوست و برای اوست،
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: و آنچه در نفس من خدا قرار داده و به من داده است همه ملک او به او تقوم دارد این له و به را من گاهی اوقات وقتی در تعابیر اهل البیت: می بینم می گویم به ذات نمی زنیم، به اراده ذات می زنیم، به آن خواست ذات می گوییم، یعنی من به خواست او هستم، درست است؟
حضرت آیت الله استاد سیدان: من که بله ولی یک نکته دیگر دارد حدیث بخوانید
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: حدیث می گفت «وَ لَا تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ» این فیه را هم شما در اینجا ضمیرش را به نفس برگرداندید، یعنی آنچه در نفس شما هست «وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِه» این فیه را به نفس برگرداندید گفتید از جهت ادبی هم مشکلی ندارد و درست هم هست درست است؟
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یک مثالی هم حضرت برای اینکه این بیان را توضیح بدهند مطرح کردند «كَمَا قَالُوا لِيُوسُفَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي، فَعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ»
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله خود اوست که … شناختند
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یعنی اگر ما این را در حقیقت در همان معرفت خدا یعنی خود خداست که خودش را به ما، یعنی به همینی که الان «لم یعرفوه بغیره» یعنی این معرفت که ما الان خدا را داریم عبادت می کنیم به معرفتی که به خدا داریم به خود خدا برای ما درست شده
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله خود او عنایت کرده
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: خوب اینجا می گوید برادران یوسف، یوسف را به خودش شناختند، نه به غیر او، بعد «فَعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ» این تعبیر دومش خیلی چیز است «وَ لَا أَثْبَتُوهُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوب» این بحث اثبات هم اینجا مطرح شد
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله یعنی اینگونه نیست که بتوهم القلوب چیزی را در ذهن شان آورده باشند، بلکه مطلب فوق این است، شهود خود آن شیء است
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: در مورد برادران حضرت یوسف نسبت به یوسف شناخت توهمی و ذهنی اثباتی نبوده، مفهومی نبوده،
حضرت آیت الله استاد سیدان: برای اینکه یک تصوری کرده باشند، ایجاد چیزی در ذهن خودشان کرده باشند، بلکه خود آن شیء برای شان مشهود بوده،
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: پس بحث اثبات ولو اینکه در جای خودش مطرح بشود اما در بحث عبادت نسبت به خدا با شناخت اثباتی نباید باشد
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله در عین اینکه احاطه بر ذات نیست،
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یعنی تعریف از خود ذات برای ما صورت گرفته ولی احاطه ای نیست، این را ممکن است یک کسی به شما اشکال کند، ذات هیچ حدی ندارد، محدودیتی برایش نیست، انسان محدود است، تمام قوای ادراکی اش هم محدود است، پس بنابر این امکان دارد که انسان با این محدودیت خدایی که نامحدود است را بشناسد حتی به تعریف خدا؟
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله خوب، یعنی از این مطالب اینجور استفاده می شود که می تواند که در عین حالی که محدود هست چون احاطه پیدا نمی کند، استضائه هست در حقیقت و به او این شناخت تحقق پیدا می کند، نه اینکه از ناحیه عبد احاطه ای پیدا بشود، اگر از ناحیه عبد احاطه ای می بود مورد حرف و ان قلت و اشکال عقلی پیش می آمد، ولی اینگونه نیست که از ناحیه عبد احاطه ای در کار باشد، بلکه در عین اینکه احاطه ای نیست اما در عین حال شناخت تحقق پیدا می کند،
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: پس این تعبیر که احاطه نیست و معرفت به او هم وجود دارد پس چرا می گوئیم او حد ندارد؟
حضرت آیت الله استاد سیدان: چون او که نمی شود حد داشته باشد، او چون از نظر عقلانی که حاکم در همه این مسائل ما عقل ماست او نمی تواند محدود باشد، اگر محدود شد مخلوق می شود، مخلوق شد خالق نخواهد بود، لذا محدودیت آنجا راهی ندراد باید هرچه می گوئیم به محدودیت او منتهی نشود که محدودیت نقص است، نقصی هم آنجا نیست
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: و این بر اساس همان معرفتی که از او به تعریف خود او به فطرت داریم دیگر که اگر آن نبود هرچه شناخت می خواستیم در مورد او به کار ببریم ایجاد محدودیت می کرد
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله اگر او عنایت نکند ما نمی توانیم کاری داشته باشیم
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: بله با عنایت او و تعریف او نسبت به خود او معرفت حاصل می شود ولی این تحدید او نمی شود،
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله و اینها یک چیزهایی است که یدرک و لایوصف، یعنی همینی که گفته شد اینها چیزهایی است که وقتی به حرف بخواهد بیاید به مشکلاتی بر می خورد،
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: باز تحدید سرجایش است، یعنی همان را آدم دارد ولی مقام بیانی بیاورد می شود محدود، (بله) فقط باید آن را در همان رتبه خودش حفظ کرد،
حضرت آیت الله استاد سیدان: در همان حالت یافت خودش است
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: حاج آقا خیلی لطف کردید
/نظر علامه طباطبایی در معرفة عین الشاهد قبل عینه
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
