تجرید و انخلاع
تجرید و انخلاع
تجرید و انخلاع
سلسله مباحث اعتقادی در گفت و گوی استاد حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکویی با آیت الله سید جعفر سیدان
جلسه نهم- تجرید و انخلاع
تقطیع نامناسب دست آویزی برای توهم باطل
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین و العن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: پیرو سؤالات قبلی و توضیحاتی که فرمودید یک بحث دیگری هم در همین مطالبی که از شما نقل کرده اند و پیرو آن یک نسبتی را در حقیقت به شما می خواهند نسبت بدهند این است که شما انخلاء را در حقیقت برای کسان دیگر اگر صورت بگیرد می گوید آلة الضلالة است، اما اگر همین انخلاء مربوط به خودتان باشد این را می گویید درست است و قبول دارید، بر اساس آنچه در این متن آمده بود و توضیحاتی که شما فرمودید آن مطالب هیچ ربطی به بحث انخلاء ندارد، اصلا در آنجا بحث از انخلاء نیست بحث از اینکه انخلاء بکنند چه اتفاقی می افتد یا نمی افتد برای خود شما چنین امری اصلا وجود ندارد، خوب حال چه شده که یک شخصی یک متنی را از شما نقل می کند به پی آن یک متن دیگری از ابواب الهدی از مرحوم میرزا مهدی اصفهانی می آورد و مطلب شما را به مطلب او می چسباند و بعد می گوید شما می گویید آلة الضلاله است پس چطور شده این مکاشفه شما آلة الضلالة نبوده، به نظر می رسد که یک مغالطه حسابی در اینجا رخ داده، اصلا ربطی به بحث انخلاء نداشته، و اگر انخلاء بود هم باز هم هیچ ربطی به آنچه در انخلائات برخی اشخاص در ارتباط با گفتاری که آنها نقل می کنند با آنچه در اینجا الان مورد گفتگو بوده صورت نگرفته، موارد خیلی روشن واضح، چیزی بوده که آدم روشنی آن و صحت آن را می فهمیده، اصلا درست هم هست و بر موازین ادراک عمومی انسان ها چنین حرف ها و حقایقی روشن است، اگر در مورد همین که اینها اصلا ربطی به انخلاء ندارد، و اگر انخلاء رخ بدهد اصلا چه ربطی به این دارد اگر توضیحی بفرمایید خیلی ممنون می شوم.
حضرت آیت الله استاد سیدان: بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطاهرین:
در عباراتی که مورد سؤال قرار گرفت در جلسات قبل به این مطلب اشاره شده است که شما بر اساس انخلالی که تجرید روح از بدن است بر اساس تجرید روح در مواردی کسانی که نسبت به آنها شما توجه هم دارید از قبیل مرحوم میرزا مهدی اصفهانی در ابواب الهدی آورده اند که آلة الضلالة اما خودتان بر اساس انخلاء این مطالب غیر عادی را در نظر دارید و مطرح می کنید، بالنتیجه اگر انخلاء نادرست است هر دوجا نادرست است، اگر درست است که هردوجا درست است، یک چنین مطلبی به این صورت آمده است، به عرض می رسد که متأسفیم از اینکه گاهی به گونه ای در عبارات نظر می شود که بر خلاف واقع است و انشاءالله اشتباهی رخ داده که چنین پیش می آید و خدا همه مان را از اشتباه حفظ کند، و اصلا مسئله انخلاء مطرح نبوده، مسئله مکاشفه بود به طور کلی که صور مختلف و راه های مختلف به گونه های مختلفی است که در صحبت های قبلی صحبت کردیم، دیدن های خاصی، شنیدن های خاصی، فهمیدن های خاصی، و غیرعادی چیزی فهمیدن اصلا صحبت انخلائی در کار نبوده، اینچنین خلط کردن برای این است که از مطلبی که به نظر خودشان با آن مطلب را میتوانند مطلب طرف را بیشتر کنار بزنند و مطلب خودشان را تثبیت بکنند استفاده بشود، و امیدواریم که این به عنوان یک اشتباه باشد ولی واقعیت این است که هیچ ربطی به انخلاء بحث های ما نداشته، و انخلاء هم یک مسئله ای است واقعی که برای افراد رخ می دهد، این هم باز مثل بقیه مسائل دو گونه است، گاهی است به عنوان یک ریاضتی است و ترتیب کاری است بر اساس کارهای فنی انجام می گیرد، گاهی است که خیر، اتفاق می افتد بدون اینکه هیچ مقدمه ای داشته باشد، بلکه خداوند متعال عنایت می کند و عنایت الهی است، بعضی وقت ها هم بدون مقدمات قبلی است، عنایت الهی هم نیست، بلکه یک حالتی است که آن حالت بر اساس بعضی از حالات رخ می دهد بدون اینکه کسی مقدمات قبلی اش را هم متوجه باشد، واقعا اینچنین است که تا آنجا که من فهمیدم گاهی انخلاء بر اساس برنامه ای است که ترتیب می دهد خودش با یک توجه خاصی به گونه خاصی می نشیند به گونه خاصی دراز می کشد به گونه خاصی در ارتباط با خودش عمل می کند و این حالت انخلاء دست می دهد، گاهی می شود که خیر انخلاء است ولی انخلاء به این صورت نیست که خودش کاری بکند اتفاقا رخ می دهد، یکدفعه همین طور که مشغول نماز است یک چنین حالتی به او دست می دهد، گاهی این حالت که دست می دهد یک عنایت خاص الهی است، گاهی هم خیر آن حالت انقطاع به طور کلی که اگر در نماز و یاد خدا هم نمی بود و در وقت دیگری می بود و آن انقطاع پیدا می شد این حالت برایش رخ می دهد، بنابر این مسئله انخلاء هم یک واقعیتی است حقیقی و صور مختلف دارد، راه های مختلف دارد، و باز اصل وقوعش برای کسی دلیلی بر تقربش به پیشگاه پروردگار نیست داریم این را تصریح می کنیم، اصل وقوعش برای کسی دلیل بر تقرب به ذات مقدس حضرت حق نیست، چه اینکه ممکن است گاهی از طریق برنامه های خاصی انجام بگیرد که در ارتباط با مسئله تعبد و توجه به خداوند متعال نیست، گاهی هم می شود چرا بر اساس این است که یک حالات معنوی رخ داده در آن حالات معنوی برایش رخ داده، خداوند می خواسته یک عنایات خاصی به او بکند، انقطاع و انخلاء هم معنایش این است و برای افراد فراوان و متعددی رخ داده، و از قبیل یکی که نوشته اند در کتاب هایشان نقل می کنند و الا می شود که از موجودین فعلی در همین اتاق هم نقل کرد، و آن این است که آقای میرزا جوادآقا می فرمایند که در کتاب شان نوشتند برای کسی که به من مطمئن است برای اینکه بگویم روحی هست و بدنی هست و از هم جدا هستند من یک وقتی برایم پیش آمد و یکدفعه رخ داد نه اینکه خودم این کار را بکنم، یکدفعه رخ داد چنان فاصله من و بدنم مشخص بود مثل خورشیدی که می بینم مشخص است غیر از من است، اینچنین این بدن غیر از من و من غیر از بدنم هستم، و کذا و کذا هستم، این است که انخلاء یک مسئله کذایی است برای افراد خوب و برای افراد بد و خیلی ازخوب ها هم در آخر وقت که خودشان به اختیار این کار را می کردند از آنها می پرسیدند که این کار درست است یا خیر می گفتند شک کردیم فعلا که کار درستی است یا نادرست و نمی کردند دیگر.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: و می شود گفت که این انخلاء از جهت اینکه اراده خدا بر این قرار گرفته که انسان در دنیا با این بدن زندگی کند و روح مقید به زندگی با این بدن بشود اگر خدای تعالی چنین خواستی دارد بر خلاف آن حرکت کردن مسیری است که خدا رضایت از آن ندارد دیگر، یعنی کسی قصد این را داشته باشد که به زحمت انداختن روح و در حقیقت حبس کردن و ریاضت دادن بخواهد بدن را در حقیقت کنار بگذارد (استاد سیدان: بخواهد بر خلاف سنت الهی کار کند) بله، اما اگر کسی خیر قصد چنین چیزی ندارد، عنایتی است (استاد سیدان: بلکه قصد این را دارد بتواند از یک چنین هنری برخوردار باشد یک کارهایی بکند) پس بنابراین در آن موارد هم اگر یک مطلبی برای او روشن شد و در آن حالت انخلاء چیزهایی دید که دیگران نمی بینند این دلیل نیست که پس آنها…
حضرت آیت الله استاد سیدان: باز همه آنها مقید به مطالبی است که قبلا گفتیم موازین شرعی و عقلی اصل است و اگر با آنها موافق نباشد هرچه باشد حجیتی برای او نیست، آنچه که قابل اعتناست وقتی است که با موازین شرعی و عقلی منطبق باشد، این منطبق ها هم دو جور است، بعضی انطباق دارد یعنی واقعیت دارد درست است، اما دلیل بر اینکه در ارتباط با خدا تقرب دارد نیست، بعضی دلیل بر تقرب هست.
🔸 لینک مشاهده در یوتوب:
https://youtu.be/Zqg_kuTbvF0
🔸 لینک مشاهده در آپارات:
https://aparat.com/v/zww142m
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
