مکاشفه راهی غیر عادی برای امور برخی حقایق

مکاشفه راهی غیر عادی برای امور برخی حقایق

مکاشفه راهی غیر عادی برای امور برخی حقایق

 

سلسله مباحث اعتقادی در گفت و گوی استاد حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکویی با آیت الله سید جعفر سیدان

جلسه هشتم- مکاشفه راهی غیر عادی برای امور برخی حقایق
تقطیع نامناسب دست آویزی برای توهم باطل


 بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین و العن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین

حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: باز هم خدمت استاد حضرت آیت الله سیدان یک سؤال دیگری هم برای من مطرح است و آن این است که در این دو جلسه قبلی بحث در این بود که مؤمنین چنین حالاتی برای شان رخ می دهد که برخی از امور برای شان کشف می شود و به صورت غیر عادی یک حقائقی را می بینند به نظر می رسد که حضرتعالی و تمام آنهایی که در این مسائل ورود دارند و یا آنهایی که برای شان نقل شده حکایات فراوانی، این اختصاص به مؤمن در این جهات ندارد یعنی مواردی که شما فرمودید ممکن است یک شخص غیر مؤمن هم چنین حالتی برایش رخ بدهد در اثر ریاضات خاصی که انجام می دهد یک حقائقی از همین دنیا برایش روشن شود از ضمیر ما، از آنچه که در ذهن مان می گذرد، او برایش پدید بیاید یا از چیزهایی که گم شده بتوانند برای ما جایش را معین کنند و بگویند فلان چیزی که دنبالش می گردید فلان جاست، موارد فراوانی از اینگونه امور از غیر مؤمنین هم وجود دارد، پس این گاهی اوقات به یک صورتی می شود گفت یک فن خاصی است، گاهی اوقات می شود گفت اصلا بحث فن نیست، یک عنایتی است از ناحیه خدای تعالی، ما با هیچ کدام از اینها مخالفتی نداریم، آن هم می‌تواند از آن طریق به یک چیزهایی برسد که برایش روشن بشود و برای ما هم نقل کند ببینیم درست دارد می گوید، یعنی از آن چیزی که در ذهن من می گذرد او خبر بدهد و من بدانم که بله درست دارد می گوید، این یک حقیقتی است، ما با این مخالفتی نمی توانیم داشته باشیم، دارد گزارش می دهد، پس اینکه الان چنین اموری دلالت بر ایمان بکند یا ایمان نکند بستگی به خود شخص دارد که از کجا دارد این امور برایش آب می خورد، به نظرم می رسد شما با این جهت که مخالفتی ندارید (استاد سیدان: نخیر) و همین که گفتید مکاشفه را ما قبول داریم به نظر می رسد همین امور را هم می خواهید بگوئید لزوما اینگونه نیست که حتما باید مکاشفه از مسیر ایمان و لطف خداوند متعال صورت بگیرد بلکه یک حقایقی از غیر این مسیر هم می شود صورت بگیرد درست است دیگر؟ (استاد سیدان: درست است بله) در این مورد اگر باز هم شما به نظرم می رسد مطالبی دارید بیان بفرمایید.

حضرت آیت الله استاد سیدان: در تتمه مطالب قبلی و دو جلسه قبل این مطلبی که فعلا مطرح فرمودید مطلب مناسبی است که مختصری مورد صحبت قرار بگیرد گرچه به مقداری که خودتان در طرح سؤال بیان فرمودید به نظر من پاسخ این مطلب گفته و نیازی به اینکه حقیر چیزی عرض کنم ندارد اما در عین حال یکی دو جمله ای که عرض کنم این است که چنین جریانهای غیرعادی که در ارتباط با شنیدن مطلب یا دیدن چیزهایی یا فهمیدن چیزهایی مطرح است اینها طرق مربوطه به چنین مطلبی که مطرح است و به عرض رسید مختلف است، گاهی طریق نسبت به اینها زحماتی است که راهش مشخص است، هرکس این زحمات را متحمل بشود می تواند به آن مطالب برسد گاهی راه هایی که دارد راه هایی است که هرکس برود می رسد به طور معمول اما طریقش بر عموم مشخص نیست، چیزی نیست که در اختیار عموم قرار گرفته باشد، و ربطی هم به خوبی افراد و بدی افراد ندارد، حتی نسبت به کسانی که اینها به خدا هم ایمان نداشته باشند آن برنامه ها را انجام بدهند به همین نتیجه می رسند، گاهی چنین مثل زده شده که اگر چنانچه آبی باشد که این آب صاف باشد، طبیعت این آب این است که چیزی که در مقابلش قرار بگیرد در او منعکس می شود و وسیله ای می شود که ما آنچه را که فوق او قرار گرفته است و ما الان خودمان با دید عادی مان به آن مافوق توجه نداریم وقتی در آب نگاه کنیم انعکاس او که در فوق قرار دارد می بینیم و وسیله دید او می شود به این صورت خواه این آب بهترین آب باشد از نظر طهارت و یا نجس ترین آب باشد حتی گفته می شود حتی اگر ادرار باشد، و ادراری صاف و باصفا باشد باز چنین انعکاسی در او هست، پس چنین طرقی هم در کار هست، از طرف طرق غیر عادی الهی هم هست که بر اساس تعبد نسبت به دستورات دینی و تقوای جدی حال همراه درخواست از خداوند متعال یا بدون درخواست از خداوند متعال اینچنین است که برایش یک چنین حالتی پیش می آید که از این مسائل متوجه بشود ولی هیچ ریاضت های معمولی هم که اشاره کردم آن ریاضت ها هم که قبلا گفتم باز به دو گونه است بعضی از آن ریاضت ها خودش ناصحیح است و نادرست است و برخلاف عقل است و برخلاف شرع است، آنها که بطلانشان مشخص، بعضی خیر بر خلاف عقل و شرع و شریعت نیست بر خلاف عقل هم نیست و این نتیجه را می دهد، و جمعی هستند که بر اساس تعبدشان و بر اساس عبودیت و تسلیم شان در پیشگاه پروردگار به این حقایق رسیدند، نقل می شود از یکی از اشخاصی که به جهتی اسم شان را نمی آورم نقل می شود که با یکی از کسانی که بر اساس ریاضت این به این مسائل رسیده بود در هندوستان برخورد کرده بودند و چشمه هایی از کارهای غیر عادی انجام داده بودند این جناب هم باز در مقابل آن مرد هندی که این کار را کرده بود نیز چشمه های غیر عادی، بعد به او گفته بود فرق بین من و تو این است که تو بر اساس این ریاضت ها به اینجا رسیدی، من از خدا درخواست می کنم، این هم باز دوجور می شود یکی اینکه خداوند امکاناتی به او بدهد که هر وقت بخواهد خودش انجام دهد، دیگر اینکه خیر خودش این کارها را نمی کند، کار غیرعادی را همان جا از خدا خواسته و خدا برایش انجام داده و خدا به او عنایت کرده، بنابراین کلیه این مسائلی که گفته شد از طرق نامشروع و نادرست هم بدست می آید از طرق صحیح هم بدست می آید، بستگی دارد به سابقه افراد، وضعیت افراد، تقوای افراد، و مسائل مختلفی که در ارتباط با افراد هست گاهی می شود که کاملا مشخص است این شخص این حالتی که دارد بر اساس تقوا و پرهیزکاری و انسانیت خاصی که عنایت شده به او خدا عنایت کرده، گاهی هم مشخص است که عکس است.

یکی از داستان هایی که ولو یک مقدار طول می کشد عرض کنم این است که خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ مجتبی قزوینی نقل می کردند، می گفتند در قزوین ما و آقا سید مصطفی زرآبادی که بودند ایشان می گفتند که مشهور شد یک مرشدی آمده و این مرشد آیت الله العظمای شهر را جذب کرده با کارهای غیرعادی ای که انجام داده مجذوبش شده، این آیت الله العظمی که مجذوب آن مرشد شده گفته من چکار کنم من هم اهل این حرف ها بشوم، گفته شما یک کار بکنید وقتی آن کار را کردید به تو اینها را یاد می دهم، چه بکنم؟ گفت اشراف شهر را دعوت کن، یک اسبی هم اول صبح درب خانه تو باشد و شما دهنه این اسب را می گیری من مرشد سوار می شوم، اشراف هم اطراف مان پیاده حرکت کنند و خودت هم پیاده که دهنه اسب را گرفتی در کوچه و بازار یک مقدار راه برویم ملت و مردم هم ببینند و خودت را به این صورت شکسته باشی بعد من این کار را خواهم کرد، مرحوم آسید مصطفی می گفتند که دیدم که خیلی رسوایی است برای آیت الله العظمای شهر که این کار پیش بیاید، پدر من آقا سید مصطفی زرآبادی به من گفتند که آسید موسی این جریان هست بلندشو برویم نجاتش بدهیم، به خادم مان گفتند که یکی از این کوزه های قزوین که معمول بوده آنجا از اینها بگیر و با هم برویم، با خادم رفتیم، رفتیم دیدیم اشراف جمع اند و اسب هم آماده است و جناب مرشد هم رفتیم در اتاق دیدیم که بر تخت کذایی نشسته است یک دنیا با عظمت و این آقای آیت الله العظمی هم کعبد ذلیل دم اتاق نشسته است مطیع مطیع که هروقت آقا فرمان بدهند کار صورت بگیرد و سوار بر اسب بشود ایشان هم برنامه را اجرا کند، آسید مصطفی می گویند که پدرم وارد شده و نشستیم، پدرم یک نگاهی کردند به این مرشد گفتند بلندشو برو، گفت شما پاشو برو، گفتند می گویم پاشو برو، گفت من هم می گویم پاشو برو، نمی ری؟ به خادم گفتند کوزه را بگزار وسط، یک چیزی روی کوزه نوشتند و با عصا زدند روی کوزه، گفتند پرونده مرشد را از اول بچگی اش بگو، شروع کرد کوزه به حرف زدن و پرونده این مرشد را گفتن تا رسید به کثافت کاری ها، به کثافت کاری هایی که آنچه الان دارد بر اسا آن کثافت کاری هاست، از قبیل کارهایی که با اسماء الهی و مسائل دیگر، کثافت کاری ها، به آنجا که رسید بلند شد گفت آقا غلط کردم چشم، بدو از اتاق رفت بیرون و فرار کرد، بعد پدر آقا سید مصطفی به این آیت الله العظمی گفتند آقاجان من هر چیزی یک حسابی دارد، موازینی دارد، هر کار غیرعادی که بر اساس ارزش و ارزندگی و پاکی و درستی که نیست، راه های دیگری هم دارد، دیدی که چنین شد، و نتیجتا گول این حرف ها را نخوری، و فتنه خوابید.

حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: پس این نشان می دهد یک حقائقی خیلی روشن و واضح، یعنی شخص می فهمد که هر آنچه می گوید واقع است.

حضرت آیت الله استاد سیدان: بین فرمایش تان ساده تر از همه این حرف ها، یک کسی باتوجه و نگاه و همان «المؤمن ینظر بنور الله»[1] می فهمد این کسالتش چیست و جریان چیست، دکتر درس خوانده نبضش را می گیرد، با درس خواندنش می فهمد، مشکلی ندارد، و افرادی بودند که فراوان کسالت ها و اوضاع را می گفتند که اینگونه است منتهی آنها باز طرق شان مختلف بوده، صحیح و ناصحیح و همه قاطی، این است که آنچه مهم است موازینی است که از عقل و شرع در اختیارمان هست اگر چیزی با موازین عقلی و شرعی درست بود ما ردش نمی کنیم، ولی باز هم دلیل بر این نیست که آن از طریق صحیح بدست آورده، یک واقعیت خارجی است که رخ داده بر اساس یک برنامه هایی که داشتند.

حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یک نکته ای هم که باید عرض کنم این است که واژه مکاشفه یک واژه خاصی برای بعضی مثل اینکه شده، هر وقت واژه مکاشفه یک حقیقت غیرعادی مطرح می شود اینها فکر می کنند یعنی وحدت وجود، یعنی همه چیز خدا شدن، در حالیکه بحث از مکاشفه اصلا این نیست و وقتی شما دارید می گویید من از طریق غیرعادی خیلی از موارد یا چیزهایی به من فهمانده شده، مربوط به اصلا بحث خدا و این مسائل نیست، اینها همه امور عادی ای است که خیلی روشن است (استاد سیدان: حقیقتی است که در امور مختلفه نقل شده) پس اینکه لفظ مکاشفه یا غیرعادی گفتند چیزی نیست که ما از آن خیلی هراس داشته باشیم بگوئیم بله چون آجا غیر عادی وحدت وجودی شده پس هر کس بگوید راه غیرعادی است پس وحدت وجود است. خیلی ممنون از لطف تان انشاء الله باز مطلبی هست که در جلسه دیگر عرض می کنم خدمتتان.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد


[1] – بصائر الدرجات في فضائل آل محمد:: ج‏1/ص80 باب11 باب ما أخذ الله ميثاق المؤمنين لأئمة آل محمد: بالولاية و خلقهم من نوره و أصبغهم من رحمته و ينظرون بنور الله …..

مطالب مرتبط