ادعای وحدت وجود در آثار آیت الله سیدان
ادعای وحدت وجود در آثار آیت الله سیدان
سلسله مباحث اعتقادی در گفت و گوی استاد حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکویی با آیت الله سید جعفر سیدان
جلسه اول – ادعای وحدت وجود در آثار آیت الله سیدان
شبهه قائم بالغیر بودن خلق
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
الْحَمْدُ ِللهِ رَبِّ الْعَالَمِين وَ خَيرُ الصَّلَاةِ وَ السَّلَام عَلَى خَيْرِ خَلْقِه حَبِيبِ إِلَهالْعَالِمِ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّد وَ عَلَى آلِه آلِ الله وَ اللَّعْن الدَّائِم عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللهِ مِنَ الان إِلَى يَوْمِ الدِين.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: خیلی از حاج آقای سیدان تشکر و قدردانی داریم که با وجود کسالتی که دارند پذیرفتند که خدمت شان باشیم، سؤالاتی که در ارتباط با نظرات ایشان و گاهی اوقات نظراتی که از اساتید ایشان وجود دارد و شبهاتی برای برخی ایجاد شده است را با ایشان طرح کنیم و پاسخ دقیق و صریح و روشن و شفاف ایشان را در این مورد بشنویم.
یکی از اشکالاتی که در این اواخر مطرح شد که مربوط به سال 84 مباحثی که استاد در مدرسه آیت الله گلپایگانی در مباحث عینیت و سنخیت و بینونت داشتند مطرح کرده بودند، گویا اینکه در همان زمان هم این اشکالات از ناحیه برخی از طلبه ها به حضرت ایشان مطرح شده و ایشان همانجا هم پاسخ داده بودند ولی در این اواخر باز دوباره آن اشکالات را برخی مطرح کردند و ما خدمت حاج آقای سیدان رسیدیم که دوباره از محضر ایشان این سؤالات را طرح کنیم و جوابش را بشنویم.
اشکال اول که در همان درس ها ظاهرا مطرح بوده و این اواخر هم به صورت خیلی عجیب مطرح شده است این است که حاج آقا در فرمایشات شان آنجا فرموده اند که حقیقت خداوند متعال قائم بالذات است و حقیقت مخلوقات قائم بالله یا قائم بالغیر است، از این تعبیر حاج آقا گویا مستشکل و آن کسی که این اواخر دوباره هم این اشکال را مطرح کرده است چنین توهم کرده است که حاج آقا معتقند که خدا و خلق وجودشان سنخ هم است و در حقیقت وجود خلق عین وجود خدا و از وجود خداست، در حالیکه آنچه در آن مباحث همه آنهایی که درگیر آن مباحث بودند چنین برداشتی از سخنان حاج آقا نداشتند، برای اینکه بتوانیم نظر خود حاج آقا را دوباره در این خصوص بفهمیم و بشناسیم خدمت ایشان رسیدیم تا این سؤال را و این توهمی که برای برخی ایجاد شده است سؤال کنیم و حاج آقا در این مورد توضیح بفرمایند، حاج آقا در خدمتتان هستیم این بحث را چنانکه نظر خودتان هست دقیقا برای ما بیان بفرمائید.
“کنهه تفریق بینه و بین خلقه” و “کنهه مباینته ایاهم”
حضرت آیت الله استاد سیدان: بسم الله الرحمن الرحیم ، در ارتباط با خدا و خلق در بیانات مختلف و نوشته های مختلفی که حقیر دارم به نظر خودم به خوبی اعلام شده است که خداوند متعال با خلق هیچگونه سنخیت ندارد، هیچگونه شباهت ندارد بلکه “کنهه تفریق بینه و بین خلقه” “کنهه مباینته ایاهم” جمله ای که از آن جمله بعضی استفاده صحیحی به نظر حقیر نکردند تا به این شبهات گرفتار شدند این است که در بیانات مدارک وحیانی هم این مضمون کاملا مشخص است که ذات مقدس حضرت حق قائم بالذات است و موجودات قائم بالغیرند، این قائم بالذات بودن و قائم بالغیر بودن نسبت به خدا قائم بالذات، نسبت به خلق قائم بالغیر، به نظرشان رسیده است که چون این تعبیر در بیانات فلاسفه هم هست، که موجودات قائم بالغیرند و ذات مقدس قائم بالذات است، پس این حرف هایی که گفته شده از ناحیه بنده همین حرف فلاسفه است که تعبیر قائم بالذات نسبت به خدا و قائم بالغیر نسبت به خلق، مطلب همان مطلب است، در حالی که خیر، این جمله، جمله مشترکی است و جمله درستی است ولی این جمله معنای نادرستی دارد و آن این است که گفته بشود که موجودات وجودات ربطی هستند، موجودات رابطی هستند، صرف الربط هستند، و تنزل وجود حضرت حق اند، و تطور وجود حضرت حق اند، و تشؤن وجود حضرت حق اند، که این از بیانات عرفای اصطلاحی است و در فلسفه و عرفان آمده است منتهی در عرفان به یک معنی در فلسفه هم به معنای وجود تشکیکی و هر دوی آن نادرست است به صراحت گفتیم و الان هم عرض می کنیم که هر دوی اینها نادرست است و ما که می گوئیم قائم بالذات است خدا و قائم بالغیر است مخلوق، قائم بالغیر بودن یعنی نیازمند به او، یعنی موجود حادث مسبوق به عدم حقیق، لم یکن فکان، و کاملا غیر مسانخ با ذات مقدس حضرت حق و موجَد خداوند متعال است و در جزوه ای که به نام اصول قطعیه مطالب وحیانی بنده جمع آوری کردم، 16 اصل، یک اصلش ” لیس کمثله شیء“ آنجا به تفصیل گفتم این عبارت قائم بالذات و قائم بالغیر از نظر فلاسفه معنایی دارد و آن همین که موجودات وجودات رابطی هستند و سنخ ذات مقدس حضرت حق اند و به صورت تشکیک یا به صورت تطور همان ذات مقدس حضرت حق اند و غلط است و آنچه ما می گوئیم این است که یعنی نیازمندند، بالغیرند یعنی محتاج اند، ولی این موجودات حادث به معنای حقیقی لم یکن فکان و به ایجاد پروردگار موجَد شدند، بنابر این قائم بالذات بودن و قائم بالغیر بودن این تعبیر مشترک سوءاستفاده از این تعبیر نشود که ما هم اگر این تعبیر را را استعمال کردیم پس ما چنین چیزی می گوئیم، تصریح می کنیم و تصریح کردیم و بارها گفتیم الان هم به صراحت عرض می کنیم که آن معانی ای که در فلسفه آمده است گفتیم غلط است و مطرود است و در مباحث مختلف هم گفتیم به حکم عقل و به حکم نقل و آنچه درست است در این تعبیر همان است که یعنی موجودات محتاج و نیازمند به خداوند متعال هستند و مسبوق به عدم اند و لم یکن فکان می باشند، این حرف ماست و همه جا اعلام می کنیم، و غیر از این هر کس هرچه به ما نسبت دهد نسبت ناصحیحی است.
ادعای وحدت وجود در آثار آیت الله سیدان
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: ممکن است که باز هم با این بیانات شما سؤال به یک صورت دیگری طرح شود، وقتی که شما می گوئید مخلوقات و موجودات قائم بالغیرند، یکدفعه منظورتان از مخلوق همین مادیات و همین موجوداتی که به اشکال مختلف دیده می شوند، منظور شکل شان است، منظور صورت هایشان است، نه منظور وجودشان و کمالات وجودی شان، یعنی یک دفعه شما از مخلوق به عنوان یک متعینات خاص صحبت می کنید، یک دفعه به آن حقیقت کمالی که در اینها وجود دارد، این مخلوق وجود دارد، علم دارد، قدرت دارد، حیات دارد، که اینها را می گویند کمالات وجودی، تعبیر می کنند حالا، منظور شما از مخلوق بودن فقط به آن حقیقت کائنی که بدون این کمال است که نیست، حتی این کمالاتش را هم بالغیر می دانید دیگر؟
موجودات محتاج و نیازمند به خداوند متعال هستند و مسبوق به عدم اند و لم یکن فکان می باشند، این حرف ماست و همه جا اعلام می کنیم، و غیر از این هر کس هرچه به ما نسبت دهد نسبت ناصحیحی است.
حضرت آیت الله استاد سیدان: اساسا داریم عرض می کنیم این وجود بما هو موجود مسبوق به عدم حقیقی است، یعنی از حیث الوجود وجودش هم وجود نیازمند است، نه اینکه در اصل وجود شرکت دارند، حرفی که آنها دارند می گویند که در اصل وجود شرکت دارند از قبیل موج و دریا که در اصل وجود با یکدیگر شرکت دارند، از قبیل موم و به اشکال مختلف در آمدن، ما مکرر این مثال ها را آورده ایم، گفتیم این مثال ها غلط است، این مثال ها درست نیست، در حقیقت وجود با هم متخالفند، آن وجود غنی بالذات است و دیگران وجودات و مودات نیازمند بالذات اند و فقیر بالذات با غنی بالذات هیچ گونه تشابهی ندارد، این را مکرر در مکرر آنقدر گفتیم، که من گاهی که می گویم از خودم خجالت می کشم که چقدر تکرار بکنیم این مطب را، که ذات مقدس حضرت حق با کائنات تباین بالذات دارد و او غنی بالذات است و این فقیر بالذات است، هیچ نوع تشابهی در اصل وجود ندارند، نه اینکه در اصل وجود شرکت دارند، چه شرکت به عنوان تشکیکی که در فلسفه مطرح است و چه شرکت به عنوان اطلاقی که در عرفان مطرح است، هردو باطل است و آنچه که هست این است که بین ذات مقدس حضرت حق و کائنات در حقیقت وجود تبایند هست، در حقیقت وجود تخالف در کار هست، همان که در روایات و صریح بیانات و آیه شریفه قرآن (لیس کمثله شیء) و روایات هم “کنهه تفریق بینه و بین خلقه” “کنهه مباینته ایاهم “ و فراوان این مطالب را به صورت های مختلف گفتیم و هر که غیر از این را نسبت بدهد خدا ان شاءالله هدایتش کند.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: باز یک نکته دیگری که باز ممکن است توهمات بوجود بیاید عرض می کنم، شما می گوئید مخلوق چه وجودش باشد چه کمالات دیگرش باشد، چه همان کونش باشد بالغیر است و منظورتان از غیر هم ذات پروردگار متعال است، ممکن است کسی دوباره توهم کند که شما اگر اینها را به ذات پیوند بزنید لازمه اش همان موج و دریا می شود، اما اگر در اینجا شما بر این اعتقاد باشید که خدا بود و هیچ کدام از اینها نبودند و اینها به مشیت و اراده خدا تحقق پیدا کردند، و اراده خدای تعالی فعل حادث اوست پس بنابر این بین آن ذات و این اشیائی که پدید آمده اند رابطه مستقیمی وجود ندارد بلکه بواسطه اراده ای که فعل خداوند است اینها تحقق پیدا می کند، برخلاف آن کسانی که معتقدند که اینها ربط محض به خود ذات اند، پس حدوثی که شما برای اینها بعد از عدم قائلید در صورتی تحقق پیدا می کند با این تعبیرتان که آن اراده را که فعل خداوند است و حادث می دانید مخلوقات را به آن اراده محقق و متکون بدانید، درست است ؟
حضرت آیت الله استاد سیدان: صحیح است بله، این مطلب همین طور که فرمودید همین طور است و باز از اصول قطعیه ای که بنده بحث کردم، از اصول قطعیه مکتب وحی این است که خداوند فاعل بالمشیة است لا فاعل بالذات، بلکه گفتیم ذات مقدس مختار است، مختار است یعنی له أن یفعل و له أن لایفعل، و خلق الله الاشیاء بالمشیة و المشیة بنفسها، این از اصولی است که یک جزوه در این زمینه نوشتیم، که خداوند متعال خلقش بالذات به معنایی که نفس الذات موجِب باشد برای ایجاد اشیاء این غلط است به نص روایات کثیره و آیات شریفه قرآن و از نظر بحث عقلی هم مطلب از این قرار است که اگر بالذات باشد تالی فاسد های بسیار بسیار نادرستی دارد از قبیل قدمت عالم و از قبیل مجبور بودن ذات مقدس حضرت حق، و مضطر بودن ذات مقدس حضرت حق، و اینکه خداوند متعال لیس له الاختیار، تالی فاسدهای بسیار دارد، مباحث مفصل در این زمینه ها بحث کردیم، حال اگر کسی غیر از این فکر بکند، مطالب دیگر حقیر را ندیده باشد، یا دیده باشد و خدایی ناکرده افکاری خاصی داشته باشد، دلش بخواهد هرچه می خواهد بگوید بگوید، آن مطلب دیگری است.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
ادعای وحدت وجود در آثار آیت الله سیدان
