رابطه معرفت فطرتی و اثبات خدا
رابطه معرفت فطرتی و اثبات خدا
رابطه معرفت فطرتی و اثبات خدا در نظر آیت الله العظمی صافی
سلسله مباحث اعتقادی در گفت و گوی استاد حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکویی با آیت الله سید جعفر سیدان
جلسه شانزدهم – رابطه معرفت فطرتی و اثبات خدا در نظر آیت الله العظمی صافی
تقطیع نامناسب دست آویزی برای توهم باطل
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین و العن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: در باب اثبات باز هم یک نکته ای که وجود دارد اگر ما بخواهیم بین این اثبات و آن معرفت یک پیوندی قرار دهیم به نظر می رسد که عبارتی که حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در این مورد دارند خیلی راهگشا باشد، ایشان این مطلب را در مقاله ای که در باب معرفت فطری و معرفت حصولی یا کسبی مطرح کردند بیان می کند، در همین جستارهای اعتقادی فطرت صفحه 699 با آن بحثی که شما مطرح کردید که معرفت غیر از اثبات است و اثبات مسیری است که از مسیر همان تفکر و تعقل در آیات و مخلوقات ما به آن شروع می کنیم، اما معرفت از اینجا بوجود نمی آید، ایشان این نکته را بیان کردند، من می خواهم این را خدمت تان بخوانم، شما اگر نظرتان در اثبات در حقیقت یکی است توضیح بدهید، مطلب این است که «انسان مثل اینکه بالذات نسبت به خود معرفت دارد به خدا نیز معرفت دارد، و معرفت به کون و وجود او دارد و اقامه دلیل و نظر در آیات آفاقیه و انفسیه و قرآنیه همان معرفت را ظاهر می سازد» الان اینجا آن نکته ای که من از عبارت ایشان استفاده می کنم این است که ما در اثبات صانع اگر بخواهیم از این مسیر به آن معرفت برسیم خود این نیست که ما را در حقیقت به آن معرفت می رساند، بلکه آن معرفت را چون داریم از مسیر اثبات همان معرفت ظهور و بروز پیدا می کند نه یک امر غیر از آن معرفتی که فطرت ما و در خلقت ما که بیان ایشان است و بعد می خوانم، این را برای ما ارائه کند یعنی در اثبات هم ظاهرا ایشان می گوید مفهوم سازی وجود ندارد، یک مفهوم صانع برای ما اثبات نمی شود بلکه از این مسیر به همان خدایی که ما می شناسیم باز تذکر و تنبه یا همان تجلی خدا برای ما رخ می دهد که فعل خداست که همان معرفت است، اگر باز هم این بیان ایشان را شما در موردش نظری داشته باشید توضیحی داشته باشید خیلی ممنونم.
حضرت آیت الله استاد سیدان: اینجا به نظر بنده یک تفصیلی باید قائل شد، و آن اینکه گاهی از نظر در آفاق و آیات به جایی می رسیم که اثبات می شود حقیقتی خارج از تعطیل و تشبیه، این مطلبی است درست، که با توجه به آیات و آثار می رسیم به اینکه بایستی حقیقتی باشد که آن حقیقت تشبیه به چیزی نمی شود و الا باز سؤال تکرار خواهد شد و تعطیلی هم در کار نیست، این مطلب در ارتباط با توجه به آثار اثبات می شود، ولی مسئله شناخت مسئله ای است که گاهی با همین جهت زمینه می دهد این قسمت اول برای اینکه آن حالت فطرت بروز کند، گاهی ممکن است در افراد این زمینه رخ بدهد و این حالت بروز کند، ولی آن مسئله فطرت و آن حالت یک مسئله مستقلی است خودش، نه اینکه همیشه از این طریق به دست می آید، پس دو مسئله است، یک اینکه از طریق تفکر در آثار و آیات زمینه ای پیدا بشود برای اینکه آن حالت فطرت تحقق پیدا کند، احتمالش هست، ولی اینچنین نیست که آن فطرت همیشه بستگی داشته باشد به اینکه از چنین زمینه ای بوجود بیاید، خیر بلکه آن خودش یک جریان مستقلی است که می تواند به حقیقت مسئله هرچه خوب تر ما را واقف کند، این تفاوت را فکر می کنم باید در نظر گرفت.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یعنی می فرمائید که ممکن است یک انسانی بدون اینکه از تفکری نسبت به خلقی شروع کند، آن معرفت یک معرفت مستقلی است خدا برای او ایجاد کند، که موردش را در جلسات قبلی خدمتتان که بودیم همان بأساء و ضراء بود گرفتاری بود، در آن گرفتاری بحث از حرکت اثباتی عقلی صورت نمی گیرد بلکه مستقیم خدا این بنده خودش را به معرفت خودش شرفیاب می کند و متوجه می شود، لذا می خواند، اما در جایی که از طریق اثبات می خواهد حرکت کند ولی آن معرفت برای او حاصل نمی شود خواندنی هم ظاهرا در اینجا معتقدید که صورت نمی گیرد، یعنی انسان دیگر نمی تواند بخواند که خدایا…
حضرت آیت الله استاد سیدان: یعنی تلازم با خواندن ندارد
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: اما آنجایی که به آن معرفت می رسد واقعا دست به درگاه خدا بلند می کند.
حضرت آیت الله استاد سیدان: با آن معرفت یک تلازمی در کار هست، التجاء و درخواست و همه مسائل مربوطه، خوف و رجاء و همه اینها زمینه دارد همانجا، ولی در این قسمت دیگر خیر، مگر اینکه منتقل بشود به این مسئله، و الا که ارتباطی ندارد.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: یعنی این حرکت فکری در آیات زمینه ای بشود که خدا آن فعلی که امداد و فیضی که در مورد معرفت خودش باید داشته باشد عنایت کند و اگر این اتفاق بیفتد بنده نه از مسیر تفکر به آن رسیده است بلکه به عنایت رسیده است چنانکه گاهی اوقات ممکن است یا گاهی اوقات یا ممکن است اصلا بگوئیم اصل آن معرفت نیاز به تفکر نداشته اصلا، یعنی آن معرفت فعل خدا بوده و از این مسیر خدا خودش را به بنده اش معرفی کرده است.
نکته دیگری که این عبارت حضرت آیت الله صافی در باب فطرت یک نکاتی هم دارد که به نظرم می رسد خوب است بعضی از نکات ایشان را ما ببینیم، ایشان معتقد است که این معرفت خدا که یک معرفت خاص و فطری است اختصاص به انسان ندارد، بلکه حیوانات هم از این معرفت در حد خودشان بهره منداند و دارند، و جریان مورچه ای که دست به دعا برده بود در آن حالت گرفتاری شدید، این را هم در اینجا از همان زمان حضرت سلیمان اشاره کردند
حضرت آیت الله استاد سیدان: بله (و ان من شیء الا یسبح بحمده) این هم بی اشاره به این نیست.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: اگر ما بگوئیم که راه معرفت فقط منحصر است در اینکه ما مخلوق را ببینیم، تفکر در مخلوق بکنیم و از آنجا به معرفت برسیم، باید در حیوانات هم همین را بگوئیم دیگر، یعنی حیوان هم باید مطالعه کند،
حضرت آیت الله استاد سیدان: اگر بگوئیم منحصر است بله ولی نمی گوئیم منحصر است
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: پس بنابر این اصل معرفت از این طریق نیست و آن چیزی که مرحوم شیخ مجتبی قزوینی فرموده اند اصل معرفت اصلا راهش این نیست، هیچگاه ما نمی توانیم مدعی شویم که اگر شروع کردیم به تفکر در آیات حتما به آنجا منجر می شود،
حضرت آیت الله استاد سیدان: همین طور است یعنی مثبت می شود نه معرفت، دو مرحله است، یک مرحله اثبات است، یک مرحله معرفت، آن نتیجه اش می شود اثبات یک حقیقتی که ما مخلوق او هستیم، اثبات یک حقیقتی، ولی معرفت به آن حقیقت حاصل نمی شود.
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: خوب آن جایی که ما می خواهیم عبادت آن خدا را بکنیم بعد از این باید صورت بگیرد
حضرت آیت الله استاد سیدان: باید این معرفت پیدا شود اگر آن معرفت پیدا شد عبادت هم معنی درست پیدا می کند، و الا خیلی صوری خواهد بود
حجت الاسلام و المسلمین استاد بیابانی: من یک نکته ای باز هم یادم می آید که در باز همین کتاب هم آورده اید شما قسمت هایی از این را، جریاناتی هست که آقای دکتر فلاطوری دارد بیان می کند، ایشان می گوید من وقتی به اروپا رفتم هرچه از این تعقلات فلسفی و اینها می گفتم می دیدم خیلی جا نمی افتد اصلا کسی روح بندگی برایش ایجاد نمی شود ولی وقتی قرآن می خواندم می دیدم خیلی اخذ می کند، ابن سینا در آنجا به درد من می خورد ولی قرآن خیلی به درد می خورد، بر این اساس نکته ای را من از همان مصاحبه ای که ایشان داشت دیده بودم که می گفت من با آیت الله جوادی آملی صحبت که می کردم به او می گفتم وقتی که می رسید به (ایاک نعبد و ایاک نستعین) آیا همان مفهوم واجب الوجودی که در استدلال های فلسفی به آن رسیدید می گوئید ایاک نعبد، با این بیانی که شما فرمودید، در آن اثبات نمی شود اینها را گفت باید یک مرحله امر دیگری در اینجا صورت بگیرد که آن معرفت حق به خود حق برای من پدید بیاید من بگویم خدایا تو را عبادت می کنم، درست است؟ (حضرت آیت الله استاد سیدان: بله) پس آن معرفت اصلا سنخش با این معرفت یکی نیست دیگر
حضرت آیت الله استاد سیدان: یعنی یک جا اصلا معرفت نیست
لینک یوتوب: https://youtu.be/To-seWhEdns
لینک آپارات: https://aparat.com/v/ewa722k
